عبدالله مستوفى
275
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
در باغ سردار همايون بنهار وعده داشت ، عدهاى مسلح بباغ ريخته حاكم را از پا درآوردند و از آنجا به شهر هجوم و ادارات دولتى را تصرف كردند . سپهدار ( محمد وليخان سپهسالار بعد و خلعت برى بعدتر ) را كه در رياست قشون تبريز با عين الدوله نساخته و از محمد عليشاه رنجور شده بود ، برياست قواى خود خواندند ، او هم پذيرفت . بين سردار اسعد و سپهدار هم روابط برقرار شد و هريك در قسمت خود مشغول تشكيل عده و تجهيزات شدند . اين اخبار كه بساير شهرهاى ايران رسيد ، آزاديخواهان را كه تا اينوقت ساكت و منتظر وعدههاى دروغين محمد عليشاه براى بازكردن مجلس صالح « ؟ » بودند به هيجان آورد . شاه هنوز هم در افكار مستبدانهء خود مستغرق است محمد عليشاه وقتى كه بباغشاه رفت ، فقط چند نفر آزاديخواه افراطى را كه به او توهين كرده بودند ميخواست . بعد از بمباران مجلس و تفرقهء وكلاء و آزاديخواهان ، وعده ميداد كه به زودى مجلس آينده را با وكلاى صالح باز خواهد نمود . تا اينجا بعضى آزاديخواهان معتدل كه از بيمزگيهاى افراطيها عصبانى بودند ، با او همعقيدگى داشتند . اگر موقعيت را فهميده ، بلافاصله انتخابات را اعلان و بقول خودش وكلاى صالح انتخاب و مجلس را به راه ميانداخت ، خود را پيش قدم آزادى معرفى كرده و مردم بيش از پدرش گل نثار كالسكهء او ميكردند . ولى اين مرد مستبد لجوج ، بحرفهاى اطرافيان خود معتقد و همين كه از يغماى كاغذ و اثاثيهء مجلس خلاص شد و انتقامهاى شخصى خويش را از چند نفر افراطى گرفت ، بآينده اميدوار گشته ، ديگر حرفى از آزادى و افتتاح مجلس در كار نبود . امير بهادر وزير جنگ و مشير السلطنه كه برسم استبداد لقب صدراعظمى هم به او داده بود ، رئيس الوزراء و سعد الدوله كه از يكسالى به اين طرف خود را از آزاديخواهان جدا كرده و مستبد شده بود ، وزير خارجهء او شدند . حتى اشخاص دولتخواه بىغرض را هم به خود راه نداده ، خود را به كارهاى بچگانه ، مانند سفير كبير فرستادن بدربار روسيه مشغول ميداشت . ولى بعد از فتح گيلان و اصفهان بدست آزاديخواهان كه دانست پهناى كار از چه قرار است ، فرمانى راجع باعطاى مشروطه صادر كرد . اما بازهم در همين قول خود راستگوئى نداشت و تصور ميكرد با اين وعدهها ميتواند جلو هجوم بختياريها و مجاهدين را بگيرد . براى سرگرمى مردم ، از مرمت مجلس شروع كرده يكروز دو نفر عمله با يك بيل و غربال ! بمجلس فرستادند كه با اين عمله و اين كار ابزار ، مجلس را مرمت كرده ، انتخابات را شروع ، وكلاى ملت را تعيين و مجلس را افتتاح كنند . مردم شهر كه خبر تعمير كعبهء آمال ملت را شنيدند ، دستهدسته براى تماشا ببهارستان رو آوردند و از ديدن ايندو نفر عمله حيرت كرده با دل پر برگشتند . فردا فرستادن اين دو نفر عمله هم شايد بواسطهء اينكه كسى به آنها مزد نداده يا شيخ فضل اللّه و امير بهادر اصلا اين كار را صلاح ندانسته بودند ، موقوف شد و توجه هر دو طرف برشت و اصفهان معطوف گشت . تبريزيها در اينوقت گرفتار دفاع از هجوم قشون عين الدوله كه روزبروز بر شدت خود ميافزود بوده ، براى پايتخت اميدى بكمك آنها نبود .